گروه محصولات
محصولات
مطالب و اخبار
ویدئوها

ایران قرن نوزده در آستانه جنگ با روسیه؛ کشوری فقیر با مردمی پراکنده

به دلیل شدت پرت افتادگی و جدایی مناطق، مفهوم مشخص و مناسبی از کلمه «کشور» وجود نداشت. کلمه «مملکت» برای اشاره به قلمرو پادشاهی به کار می رفت، اما به جای کلمه ای که امروزه مفهوم کشور، به معنای سرزمین پدری را به ذهن ما متبادر می کند، در آن زمان «شهر» یا «وطن» به کار گرفته می شد. غالب مردم (نود و پنج درصد) بی سواد بودند. در مناطق غیر شهری فقر فراگیر بود و کشاورزان خرد و چادر نشینان بیشتر از هر کسی در معرض آن بودند. ایران دوره قاجار دارای اقتصاد منسجم ملی نبود، بلکه از تعدادی اقتصاد منطقه ای مجزا تشکیل می شد. به دلیل بی بهره بودن از جاده های مناسب و مال رو بودن راه های موجود ، هر منطقه عمده از کشور ناچار بود در همه یا بیشتر نیازهای پایه ای خود کفا باشد. در نتیجه الگوی تولید در هر یک از اقتصاد های منطقه ای مشابه دیگری بود.

مضحک ترین بخش رفتارهای فرهنگی غربیان که از طریق آیین نامه های مربوطه لازم الاجرا شناخته می شود، آشنایی با ترتیب و نحوه برخورد آنان با نظریات تاریخی جدید و یافته های نو در اکتشافات باستان شناسی و در تمام مراکز مربوطه است.

آن ها فقط مقالات و نتایجی را رسمی و قابل درج دربروشورها و طرح در نشست های دوره ای می دانند که داشته و دانسته های قبلی را تایید کرده باشد. مثلا اگر مقاله ای را همراه تصاویر اسنادی در رد نظرکسانی ارائه کنید که تخت جمشید را گوهر معماری جهان معرفی می کردند ، حتی از اعلام وصول مقاله ارسالی طفره می روند و بدین ترتیب دانشگاه های غرب و پیروان آنها با استفاده از حق وتویی که به خود بخشیده اند ، مسئول  توقف و تخریب فضای لازم در طرح اندیشه های نوین در تمام سطوح مقوله شناخت اند، آن هم در حالی که علنا از همان نوشته های به فرض آنان مردود ، بدون درک کامل و در حالی که هنوز از عهد نامه ها می گویند، از مطالب من سرقت می کنند. چنان که در یادداشت زیر که ارسالی دوستی است ، با اندک درکی از اشارات تاریخی بنیان اندیشانه سینه سپر کرده اند.

 

ایران قرن نوزده در آستانه جنگ با روسیه؛

کشوری فقیر با مردمی پراکنده

ویلم فلور، پژوهشگر تاریخ

این مقاله بخشی از مجموعه ای است که سایت فارسی بی بی سی به مناسبت دویستمین سالگرد عهد نامه گلستان منتشر می کند.

« ایران قرن نوزدهم کشوری بود با اقتصاد کشاورزی و جمعیتی با گوناگونی های قومیتی ، زبانی و مذهبی که در سال 1800 حدود پنج میلیون نفر می شد. حدود هفت درصد از جمعیت در مناطق شهری که محل زندگی طبقه نخبه (نظامیان، مقامات اداری، بازرگانان و شخصیت های مذهبی) نیز محسوب می شد، زندگی می کردند.

مطالب مرتبط با دو پاره کردن تاریخ میراث شکست ایران از روسیه عهد نامه گلستان و دویست سال همزیستی مصلحتی عهد نامه گلستان و بازخوانی ناسیونالیستی آن در قرن بیستم.

موضوعات مرتبط گزارش و تحلیل شهر نشینان عمدتا در شهر های کوچک ساکن بودند. هیچ شهری بیش از صد هزار نفر جمعیت نداشت و جمعیت ساکن شهرها یا به صورت مستقل در تجارت، صنعتگری و کشاورزی فعال بودند و یا با طبقه نخبگان خدمت می کردند.

حدود شصت و هشت درصد از جمعیت در روستاها زندگی و از طریق کشاورزی روزگار می گذراندند و بیست و پنج درصد باقی مانده جمعیت نیز چادر نشین بودند.

به دلیل شدت پرت افتادگی و جدایی مناطق، مفهوم مشخص و مناسبی از کلمه «کشور» وجود نداشت. کلمه «مملکت» برای اشاره به قلمرو پادشاهی به کار می رفت، اما به جای کلمه ای که امروزه مفهوم کشور، به معنای سرزمین پدری را به ذهن ما  متبادر می کند، در آن زمان «شهر» یا «وطن» به کار گرفته می شد.

غالب مردم (نود و پنج درصد) بی سواد بودند. در مناطق غیر شهری فقر فراگیر بود و کشاورزان خرد و چادر نشینان بیشتر از هر کسی در معرض آن بودند.

ایران دوره قاجار دارای اقتصاد منسجم ملی نبود، بلکه از تعدادی اقتصاد منطقه ای مجزا تشکیل می شد. به دلیل بی بهره بودن از جاده های مناسب و مال رو بودن راه های موجود ، هر منطقه عمده از کشور ناچار بود در همه یا بیشتر نیازهای پایه ای خود کفا باشد. در نتیجه الگوی تولید در هر یک از اقتصاد های منطقه ای مشابه دیگری بود. جای تعجب نیست اگر گفته شود، برای مثال در سال 1888 ، کنسول بریتانیا در تبریز معتقد بود که پیشرفت آذربایجان، یکی از اصلی ترین منابع غلات در ایران به سبب عدم وجود جاده کند و دشوار پیش می رود.

روستا ها نیز تا حدود بسیار زیاد و در مورد بیش تر احتیاجات، خود کفا بودند. آنها خود غذای مصرفی شان را تولید و لباس و کفش خود را تهیه می کردند. در مورد گروه های کوچ نشین نیز وضعیتی مشابه وجود داشت.

بیشتر ارتباطات با جهان بیرون از طریق پیله ورها انجام می پذیرفت. یک روستای معمولی، از ده تا صد خانواده تشکیل می شد که اغلب در خانه های گلی و نزدیک به یک منبع آب  زندگی می کردند. برای تامین امنیت، بسیاری از روستاها با دیوارهایی شال برج و بارو احاطه می شدند.

دهقانان به حال خود رها شده بودند و نمی توانستند انتظار چندانی از حکومت داشته باشند، در صورتی که مورد حمله راهزنان و یا تاجران برده قرار می گرفتند، ناچار بودند به تنهایی و بدون کمکی دولتی از خود دفاع کنند.

به دلیل شدت پرت افتادگی و جدایی مناطق، مفهوم مشخص و مناسبی از کلمه «کشور» وجود نداشت. کلمه «مملکت» برای اشاره به قلمرو پادشاهی به کار می رفت، اما به جای کلمه ای که امروزه مفهوم کشور، به معنای سرزمین پدری را به ذهن ما متبادر می کند ، در آن زمان «شهر» یا «وطن» به کار گرفته می شد.

بیشتر مردم ایران در زمان امضای قرارداد صلح گلستان، احتمالا ایده ای در مورد این موضوع نداشته اند که اولا در قفقاز جنگی جریان داشته و ثانیا صلحی صورت گرفته است. ایران ( به عنوان وطن) مفهومی بود که دلالت بر حکومت می کرد نه به مجموعه ای واحد از تک تک شهرهای ایران.

به علاوه آن ها سخت مشغول تلاش برای بقای خود در شرایط سخت آن زمان بودند. شرایطی که با حمله های راهزنان و چادرنشینان و همین طور وضعیت ناامن و خطرناک موجود در برخی نقاط ایران (خراسان، سیستان، بلوچستان، بخش هایی از آذربایجان) که در آن زمان درگیر شورش بودند حادتر نیز شده بودند.

در واقع می توان گفت که هرچند قرارداد گلستان برای دولت ایران واجد اهمیت بود، اما برای اکثریت مردم کشور که در ناآگاهی می زیستند اهمیتی نداشت.»

سفارش گیرندگان چنین مقالاتی غالبا و در حد استعداد خود تنها بر گنجینه داده های نوین بنیان اندیشی ناخنکی زده و مطالب مغشوشی برداشت کرده و بیش از این درک نداشته اند که مردم سرزمینی که مفهوم میهن و کشور را نمی دانسته اند، نمی توان به جنگ های میهنی فرستاد و این یا آن قرارداد را به امضا رساند.

این عکس ها بیلبورد ورود به تاریخ معاصر ایران در همین دو قرن اخیر است و نخستین کلنی های مهاجران را معرفی می کند. بعدها و به دنبال دریافت آموزه های مدیریتی از میان همین ها سرکردگان و پایه گذاران ایل های مختلف ، سردمداران سیاسی ، تاجران، نظامیان و این جا و آن جا فعالان فرهنگی و دیگر نخبه هایی تراشیده شدند که در همان گام نخست ادعای حق سرقفلی هفت هزار ساله داشته اند. تاریخ معاصر ایران از لحظه ورود این مهاجران، کلید دوباره می خورد. با ترتیبی که بی نگاه به اوضاع کنونی خویش چنان آموزش دیدند که به جای آینده به گذشته بنگرند. (مقدمه46،برآمدن مردم)

نظرات ثبت شده
هیچ نظری ثبت نشده است

مطالب مرتبط

فارسی
فارسی یهودی
/
جاده های باستانی چین
شهر
رهیافت
تپه
خلاصه ادله وقوع و عواقب رخداد پوریم
نقشه
درباره طوفان نوح